محمود سامانى

138

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

از مردم عراق و خراسان و فارس و ايرانيان بودند . زمين از كثرت جمعيت موج مىزد و ازدحام به حدى بود كه هر كس از قافله كنارى مىرفت و علامتى با خود نداشت ، در مراجعت گم مىشد . در اين قافله عظيم ، عده‌اى شتر براى حمل آب به مسافرين بيبضاعت تخصيص داده شده بود . همچنين مقدارى خواروبار به وسيله شتر براى احسان به بينوايان حمل مىشد و دارو و مشروبات و شكر براى بيماران مهيا بود . در هر منزل كه قافله توقف مىكرد ، در ديگ‌هاى مسى بزرگى كه ( دسوت ) مىناميدند ، غذا مىپختند و درماندگان و مسافرين بيتوشه را اطعام مىكردند و يك دسته شتر مخصوص حمل كسانى بود كه از راه درمانده بودند و همه اين وسايل از طرف سلطان ابوسعيد تأمين شده بود . همراه قافله ، بازارهاى معتبر و وسايل لازم و انواع اطعمه و ميوه‌ها موجود بود . هنگام شب راه مىرفتند و پيشاپيش قطار محمل‌ها ، مشعله‌ها برمىافروختند ، چنان‌كه شب مبدل به روز مىگشت و زمين پر از نور و روشنايى مىشد . « 1 » ج ) انتخاب امير الحاج از ميان اهل فُتوت منصب امير الحاجى در اواخر عصر حكومت ايلخانان تقريباً به انحصار پهلوانان و اهل فتوت درآمد . شايد يك علت انتخاب آنان ، قدرت و شجاعتشان بود كه مايه دل‌گرمى نيروهاى تحت امر ايشان مىشد تا آنها توان رويارويى با خطرات مسير حج را داشته باشند . شايد علت ديگر چنين انتخابى آن بود كه امير الحاج‌هاى پهلوان بتوانند زمينه نفوذ سلطان را در حجاز فراهم كنند . در فرمانى كه سلطان مغول براى يكى از اميران حج صادر كرده ، به چرايى انتخاب امير الحاج از ميان پهلوانان اشاره شده است : . . . و چون زين الحاج و الحرمين ، پهلوان سراج الدين از مشاهير شجاعان

--> ( 1 ) . رحلة ابن بطوطه ، ج 1 ، صص 179 و 180 .